مهاجرت آریائی ها به ایران و تأثیرات سیاسی- فرهنگی آن (قسمت اول)

 

این مقاله کوتاه به معرفی مکان اولیه آریائی ها، مسیر های حرکت و کوچ آنان، و در نهایت چگونگی اسکان و اقامت در فلات مرکزی ایران تا تشکیل حکومت ماد می پردازد.

مهاجرت آریائی ها به ایران و تأثیرات سیاسی- فرهنگی آن (قسمت اول)

در آغاز لازم است چند نکته و سؤال مطرح شود:

1. ایران کجاست؟ آیا می توان فرض و اثبات کرد که از نظر تاریخ ایران باستان و تاریخ ملی، چند "ایران" وجود داشته است؟ در این صورت، بدیهی است جهت روشن شدن ابهامات، باید مکان های "ایران های مختلف" از دید گاه سیاسی – نظامی، اجتماعی – اقتصادی در سیر تاریخ را دانسته و مورد تجزیه و تحلیل قرار داد.


2. می دانیم آریائی ها کوچ نشین، دامدار، دارای جمعیت های انبوه و دائماً در حال حرکت بوده‏اند. محققین مدت این مهاجرت های طولانی را بیشتر از هزار سال دانسته اند. سؤال اساسی این است که چگونه و در چه شرایطی به تدریج نیمه یکجانشین و یکجانشین (روستا نشین) شده و در اثر شرایط مناسب به تأسیس شهر های جدید پرداخته اند؟. با وجود فرهنگ ها و تمدن های "ما قبل آریائی"، تعاملات و نزاع ها - در اوج آن: جنگ ها- چگونه بوده؟ شهر نشینی و ایجاد شهر ها در تاریخ اساطیری و داستان های ملی ایران را چگونه می توان تجزیه و تحلیل نمود؟

3. پاسخ به سؤال ها و ابهامات مذکور، ما را نیازمند و متوجه نقشه های تاریخی (اطلس های تاریخی) می نماید. یافتن یک پاسخ صحیح، کسب اطلاع دقیق و یادگیری حوادث تاریخی- برای تمام دوره ها- بدون مراجعه به نقشه های معتبر تاریخی که توسط محققین واجد شرایط تهیه گردیده، امکان ندارد و یا بسیار مشکل است. در این مقاله کوتاه از دو نقشه استفاده خواهد شد.

4. یکی از مهمترین سؤال ها و نکات تحقیقی در تاریخ ایران باستان، این است: ایران دارای تاریخ فرهنگ و تمدن هفت هزار ساله است یا دو هزار و پانصد ساله؟ در بیش از یک قرن مطالعات و تحقیقات جدید، این دو زمان (دوره) که با فاصله بسیار زیاد ( 500/4 سال) می باشند، مورد استفاده قرار گرفته و کاربرد داشته اند. اولی مربوط به تجزیه و تحلیل علمی آثار به دست آمده از هزاره های باستانی ما قبل آریائی است و به آن متکی است- هر چند شامل دوران شاهنشاهی نیز می شود-، اما دومی را فقط مربوط به مدت زمان تأسیس "شاهنشاهی" تا دوران معاصر (1355 ه. ش) دانسته اند.

 نه تنها دوران ما قبل آریائی، بلکه حدود 150 سال قدرت آریائی ماد ها را نیز از آن تفکیک نموده اند. چرا چنین عمل شده و چه نوع اندیشه سیاسی بیان کننده آن است؟ چرا 500/2 سال "شاهنشاهی"، در امتداد سیر پیشرفت فرهنگ و تمدن بومی – آریائی محسوب نشده؟، آیا عمداً و عملاً دوران "ما قبل آریائی" به انزوای تاریخی و فراموشی و حذف از تاریخ مستمر و رسمی این سرزمین دچار شده است؟ آیا این امر یک تناقض در شناسانیدن تاریخ باستانی و ملی ایران و مبانی تاریخ فرهنگ و تمدن ایرانی نمی باشد؟

مهاجرت آریائی ها به ایران و تأثیرات سیاسی- فرهنگی آن (قسمت اول)

 مخصوصاً زمانی که توجه نمائیم محققین اثبات نموده اند آریائی ها هر چند خود را "نجیب"، "آزاده" و "اصیل" می دانسته اند، به علت کوچ نشینی ها و زندگی شبانی، فاقد مبانی فرهنگی و تمدنی پیشرفته بوده، اصول و مبانی توسعه سیاسی، فرهنگی و اقتصادی را به تدریج از" بومیان" فرا گرفته و با هوش سرشار خود بسیار بر آن افزوده اند.

 در این صورت چرا باید نه تنها دانش آموزان، بلکه دانشجویان و افکار عمومی از این مبانی فرهنگی "بومیان" و اخذ آن توسط مهاجرین جدید-" آریائی ها"- بدون اطلاع مانده باشند؟. فقط ذکر اسامی و جایگاه آنان کافی نیست. ذکر مبانی کشف شده از تمدن و فرهنگ آنان و میزان انتقال به آریائی ها از اهمیت فراوانی بر خوردار است نیز باید بدانیم آریائی ها چه اموری را به بومیان یاد داده و منتقل نموده اند؟

5. آیا می توان پاسخ ها و تحلیل های منطقی و علمی برای سؤال ها و ابهامات مذکور یافت؟ این مقاله کوتاه سعی دارد اندکی به این نکات بپردازد و ذهن خوانندگان محترم را متوجه آن نماید.

 

اکنون مطالبی در پاسخ به سؤال ها و نکات مذکور به اطلاع می رسد:

زاد گاه و خاستگاه "آریائی ها" را در نواحی وسیع و گسترده شرق و شمال دریای مازندران دانسته اند.

 

 حد شمالی آن جنوب سیبری، حد شرقی آن رود های سیحون و جیحون، حد جنوبی آن شمال هندوستان و حد غربی آن خوارزم و شمال دریای مازندران معرفی شده است.

 این منطقه گسترده را با نام " اَئِریانم- وَئِِژِ Airyanem-vaeje "– در کلمه دوم، واو مفتوح، بقیه با کسره- نامگذاری شده است.

مهاجرت آریائی ها به ایران و تأثیرات سیاسی- فرهنگی آن (قسمت اول)

قسمت اول این نام به معنی سرزمین آریائی ها (قلمرو آریائی ها) و قسمت دوم آن به معنی پایان، آخرین حد رفتن، بن و آخر می باشد.

 اکثر محققین- مخصوصاً پیرنیا در ایران باستان جلد اول- منطقه ائی که امروزه آسیای مرکزی نامیده می شود را مکان اولیه آریائی ها یا همان "اَئِریانم- وَئِژِ" دانسته اند.

مکانی که بسیار گسترده، سرد و دارای زمستان های طولانی (10 ماه) بوده است. اما دکتر خدادادیان با پذیرش منطقه اولیه و اصلی آن درباره پسوند "وَئِژِ" نظر دیگری دارد. او می نویسد که آنان باید حرکت کرده باشند تا به نهایت مهاجرت خود – تا آن زمان- رسیده باشند.

بنابراین "اَئریانم" همان منطقه اصلی است، اما " ائریانم- وَئژِ" مربوط به رسیدن به سرزمین جدید و پایان مهاجرت حتی به طور موقت است. یعنی: پایان راه، سرزمین آریائی ها در پایان راه. ایشان " ائریانم- وئژه" را قفقاز و آذربایجان و سپس "ایران" دانسته اند .

 "آریانا" را نیز سرزمین آریائی ها یا ایران امروز نامیده اند. (خدادادیان، ص 18).

در لغتنامه دهخدا بدون ذکر مأخذ چنین آمده است: آری یا (آریا)، نام ایالت قدیم ایران که امروز مشتمل بر خراسان شرقی و سیستان است و نام مرکز آن در قدیم "آرتا- کوآنا" بوده است و اسکندر شهری به نام "اسکندریه آره ایا" در کنار هری رود بنا کرد و جمعیت و آبادی آن شهر را به این شهر جدید که شاید هرات امروزین باشد، کوچانید و اسکان داد . به نظر می رسد نباید فاصله دو شهر قدیم و جدید فاصله زیادی از یکدیگر داشته باشند.

 

ادامه دارد....

 

 

 

 

 

 

آریائی ها  حداقل حدود یک هزار سال قبل از آغاز مهاجرت ها در سرزمین اصلی خود- در جنوب سیبری- با یکدیگر زندگی می کرده‏اند. از حدود 2500 سال قبل از میلاد، مشکلات زندگی و شدت اختلافات، باعث جدا شدن و مهاجرت اولین کروه از آنان به هندوستان شد و فرهنگ "ریگ ودا" نشانه آن است. موج دوم از حدود 1500 سال قبل از میلاد از ماوراءالنّهر به جانب شمال دریای مازندران تا دریای سیاه مدیترانه مهاجرت نمودند. حکومت "میتانی ها" در شمال بین النهرین و در همسایگی "هیتی ها" و آشوری ها، اولین قدرت سیاسی- نظامی آریائی در مکان های جدید است. گروه های بعدی (سوم) ماد ها و پارس ها هستند که بعد از مدتی اقامت در نواحی قفقاز و آذربایجان، به جانب جنوب سرازیر شده و در مناطق اورمیه (سکون حرف سوم)، کردستان، همدان تا اصفهان پراکنده شدند. گروه های آریائی (موج دوم) تا دانوب ادامه یافتند. آخرین گروه (موج چهارم) پارت ها بوده که در ناحیه خوارزم و خراسان بزرگ (شمال رود خانه اَترک) زندگی می کردند و قرن ها بعد در ایران به قدرت رسیدند.

 

  دکتر خدادادیان. آریائی ها و ماد ها. تهران. انتشارات اصالت تنشیر. 1376 (چاپ اول) ص24. در این مقاله کوتاه فرصت نقد منابع نمی باشد. هنوز اکثر محققین از کتاب معروف ایران باستان اثر پیرنیا (3 جلد. چاپ اول 1313) استفاده می نمایند. از نظر استفاده از تحقیقات جدید از کتاب دکتر خدادادیان استفاده شد.نظر نویسنده این مقاله: آیا نمی توان هنوز نظر پیرنیا (ایران باستان. جلد اول) را معتبر دانست؟. با این توضیح که آریائی ها مدت ها قبل، از مکان نا شناخته دیگری به ناحیه وسیع جدید (آسیای مرکزی امروز)، مهاجرت کرده و ساکن شده باشند و این سرزمین جدید را " اَئِریانم- وَئِِژهِ" (پایان راه- مقصد آریائی ها) نامیده باشند؟. در این صورت مکان قبل از آن را باید شناخت.

 

  
نویسنده : امیر ; ساعت ٥:۳٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ مهر ،۱۳۸٩
تگ ها : تاریخ